داستان طنز من بابام



جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه
این امتحانو نشد درست حسابی بخونم... ???? هم حوصله شو نداشتم از بس چرتوپرت بود و استادش بیخود... هم فکرم کلا مشغول بود نمیتونستم تمرکز کنم... ???? از اونورم دیروز بابام اومده بود اینجا، با دوستش برا کاراش اومده بود... رفتیم ناهار اینا خوردیم ???? و اینگونه بود که نخوندم ???? نیم واحده کمه... ارزش خودکشی هم نداشت همچین... حالا ایشالا که خوب مینویسم... ببینیم چی میشه ????
از یه طرف من فکر میکردم چه خبره اومده خوی بابام... بعد دیدم نه انگار خبری نیس ????
خوابم میاد ??
یه بار بابام با عصبانیت گفت :


دختر تو از صبح تا شب تو اون اینترنت دنبال چی میگردی!



داداشم گفت: جوابش چهار حرفه.. شوهر!



هیچی دیگه الان بابام تا منو میبینه  میگه خبری نشد ؟؟؟؟


 
 
 
ایران هنر 22
خب... همونجوری که فکر میکردم پیش رفت و حرفایی که فکر میکردمو شنیدیم... و واکنش بابامم همونی شد که فکر میکردم... بازم قبول نداره...
هرچن من چشمم اب نمیخوره این ادم از خر شیطون بیاد پایین... ولی مامانم میگه صبر کن درست میشه... باشه خب... اقلا ثابت شه به مامانم که با بابام نمیشه به جایی رسید ????... صبر میکنیم بازم... صبر... صبر... فک نکنم به این زودیا بشه... وقت میخواد... انگار بخوایم سنگو نرم کنیم... هعیییی... توکل به خدا بازم...
البته همونجوری که فکرشم میکردم حساا
دیشب بابام ازم پرسید گوشیتو فارسی کردی؟
من گفتم: نه نبردم فارسیش کنم چون باید Root بشه…!
 
یهو مامانم کاملا جدی گفت: خب بده یکی ببره که روش بشه!
هیچی دیگه تا صبح خودمو کوبیدم تو در و دیوار!!:: جوک مستر :: سایت جامع جوک,طنز,لطیفه,داستان, اس ام اس
سلام 
چندروزی نبودم!راستش میخواستم کلا وبلاگ رو پاک کنم اما فعلا پشیمون شدم!
هفته پیش بابام زنگ زد و گفت بیمارستانه و پاش شکسته!
ساعت 1 بود با آژانس اومد خونه!حالش زیاد بد نبود و دردی هم حس نمیکرد اما ما خیلی ناراحت شده بودیم!
در هفته گذشته هم همش درگیره پذیرایی از مهمونایی بودیم که برای عیادت از بابام اومده بودن!
زیاد حوصله نوشتن ندارم!ببخشید که چندوقته فاز منفی شدم!
دلم بدجوری از ادمهای دورو برم گرفته!
ادمهایی که هیچ چیزی برای افتخار ک
 بابام میگه: خجالت بکش
ناپلئون سن تو بود شاگرد اول کلاس بود.
بعد من گفتم:
بابا ناپلئون به سن شما بود امپراطور بود!
هیچی دیگه
الان تو آشغالی سر کوچمون خوابیدم
گربه ها سلام میرسونن!!:: جوک مستر :: سایت جامع جوک,طنز,لطیفه,داستان, اس ام اس
کلا اتفاقای خیلی جالبی دارن میفتن و اینطور که من دارم میبینم و درمورد گذشته میفهمم، خیلی شبیه اینا قبلا اتفاق افتادن!!! ینی بابام و مامانم همین چیزارو داشتن... حالا دقیقا هم نه، ولی خیلی شبیهشون... اصلا انگار ژنتیکیه
‌سلام من سحر هستم داستانی که میگم بر میگرده به ۷٬۸ سالگی خودم وقتی با دختر عمو هام از سر حماقت مینشستیم جن گیری میکردیم من هم تنها کسی بودم که بین اونا مثلا وقتی دستشو میزاشت روی سکه سکه حرکت میکرد ولی واقعیت این بود که حرکت نمیکرد ! و من خودم حرکتش میدادم من خیلی مدت طولانی این بلا رو سرشون میوردم و خودم سکه رو تکون میدادم اما توی همین مدت حس میکردم که هوای دورو برم بعضی وقتا سنکین میشه و شبا ی جیزایی دورمن حتی بابام دائم بهم میگفت دست از سر
دانلود آهنگ جدید فاتح نورایی بنام بابام زنده است با بالاترین کیفیت
Download New Music Fateh Nooraee– Babayam Zende Ast
ترانه : فاتح نورایی , عابد یحیی پور , سعید خزایی , آهنگ : فاتح نورایی
پیانو : فردین افتخاری , میکس و مسترینگ : فاتح نورایی
پخش از رسانه | POP 10
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …رسانه پاپ 10
دانلود آهنگ جدید فاتح نورایی بنام بابام زنده است با بالاترین کیفیت
Download New Music Fateh Nooraee– Babayam Zende Ast
ترانه : فاتح نورایی , عابد یحیی پور , سعید خزایی , آهنگ : فاتح نورایی
پیانو : فردین افتخاری , میکس و مسترینگ : فاتح نورایی
پخش از رسانه | POP 10
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …رسانه پاپ10
رفتیم ختم عمو بابام منم سرمو انداختم پایین رفتم یه گوشه بشینم
دیدم خواهر اون مرحوم داره نگاهم می کنه منم سلام کردم بعدش هول کردم
گفتم ان شالله قسمت خودتون بشه
فکرکنم منو برای عروس ایندش انتخاب کرداخه تا اخر مجلس چشم ازم بر
نداشت:/
همه چیز از همه جا
دانلود آهنگ جدید فاتح نورایی بنام بابام زنده است با بالاترین کیفیت
Download New Music Fateh Nooraee– Babayam Zende Ast
ترانه : فاتح نورایی , عابد یحیی پور , سعید خزایی , آهنگ : فاتح نورایی
پیانو : فردین افتخاری , میکس و مسترینگ : فاتح نورایی
پخش از رسانه | POP 10
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …دانلود آهنگ جدید
رفتم مغازه سیگار بگیرم
 گفتم: آقا یه بسته وینستون بده
مغازه دار گفت: لایت باشه؟
یهو یکی از پشت سرم گفت: آره لایت باشه بچم گلوش اذیت نشه
برگشتم دیدم بابام پشت سرمه!
 
مراسم تشییع باقیمانده پیکر اینجانب فردا راس ساعت 9 انجام می شود!:: جوک مستر :: سایت جامع جوک,طنز,لطیفه,داستان, اس ام اس
 

مطالب طنز و خنده دار , طنز نوشته های جدید
 
امروز داشتم وسایلامو تمیز میکردم ، کارت کلاس زبان ۸ سال پیشم رو پیدا کردم ! بعد به بابام گفتم نگاه کن بعد هشت سال هنوز اینو نگه داشتم !
.
.
بابام یه نگا بم کرد گفت پس من چی بگم بعد ۲۲ سال هنوز تورو نگه داشتم !!!؟؟؟هیچی دیگه خودم از کادر خارج شدملارکتون پورتال جامع شامل اخبار،سرگرمی،روانشناسی،زناشویی،فال و طالع بینی،دکوراسیون
بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله اکبر!
دویدم گفتم چیه بابا در میزنن؟
الله اکبر????
گوشیت زنگ خورد؟
الله اکبر????
مهرت گم شد؟
الله اکبر????
کسی طوریش شده؟
الله اکبر????
بو سوختنی میاد؟
الله اکبر????
جک جونور دیدی؟
الله اکبر????
گفتم خب بابا یکم راهنمایی کن..!!!
با عصبانیت داد زد:
الله اکبر..????????????
(دستشم به نشونه ی خاک بر سرت تکون داد)
 
بعد که نمازش تموم شد گفت: خاک تو سر نفهمت!
یه ساعته دارم میگم نزن یه کانال دیگه دارم اخبار گو
واسه بابام اس ام اس اومده :به شما ۵۰۰ کیلوبایت اینترنت تعلق گرفته است...





اومده میگه ببین کجا میدن، لباساتو بپوش برو بگیر ????????


@fun20ir  ????????????????



یعنی فناوری اطلاعات همینطوری که راه میره رو فرش خونمون میچکه ????????????
فان20|پست های فیسبوکی,اس ام اس,جوک,جک,جوک جدید,عاشقانه
آقایون و خانوما توجه کنند!!!!!
. .
. .
. .
. .
ممنون از توجهتون ان شاالله جبران کنم!
 
***********
 
یارو پدرش تو بستر مرگ بوده، میگه بیا بشین کنارم کارت دارم.
.
.
بعد یه چوب می ده دست پسرش،
پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه.
پدره سکته می کنه درجا میمیره.
مامانش میگه:خاک تو سرت ، این ساز نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود
 
***********
 
هفته پیش زن داییم تو سوپ خامه ریخته بود، خیلی خوشمزه شده بود
من: بابا تو امتحان 9 گرفتم
بابا: تو خنگی به مامانت نمیرفتی نمیشد؟ جلو چشام نباش
من: بابا تو امتحان 15 شدم
بابا: چرا 18 نشدی؟
من: بابا تو امتحان 18 شدم
بابا: یه روز نشد بیای بگی 20 شدم
 
من: بابا جووووووون 20 شدم
بابا: بخون پسرم، به خاطر خودت داری میخونی، به خاطر من که نمیخونی!!:: جوک مستر :: سایت جامع جوک,طنز,لطیفه,داستان, اس ام اس
داستان موفقیت عجیب قهرمان جهان شنا
داستان های موفقیت آمیز بغضی از آدم ها روحیه انسان ها را متحول میکند
گاهی به کلی زندگی این آدم ها با این داستان های موفقیت آمیز تغییر میکنند شاید این داستان زندگی شمارا متحول کند.دهکده مطالب
داستان موفقیت عجیب قهرمان جهان شنا
داستان های موفقیت آمیز بغضی از آدم ها روحیه انسان ها را متحول میکند
گاهی به کلی زندگی این آدم ها با این داستان های موفقیت آمیز تغییر میکنند شاید این داستان زندگی شمارا متحول کند.دهکده مطالب
نوشته های طنز و متن و جوک های خنده دار باحالجک ساعت 5 صبح واسم sms اومدبه سختی از زیر پتو دراومدم دیدم نوشته:قالیشویی شربت اوغلی شعبه دیگری ندارد انقد خوشحال شدم که نگو !!همش فکر میکردم یه شعبه دیگه دارن و به من نمیگن! طنز نوشته و جوکهای جدید خنده دار بابابزرگم سرماخورده بود فکر میکرد میخاد بمیره صدام زد بیا بشین کنارم کارت دارم...بعد یه چوب داد دست منمنم که میخواستم  ذکاوتم رو نشون بدم  قبل از حرف زدن پدربزرگم چوب رو شکوندمپدربز
نوشته های طنز و متن و جوک های خنده دار باحالجک ساعت 5 صبح واسم sms اومدبه سختی از زیر پتو دراومدم دیدم نوشته:قالیشویی شربت اوغلی شعبه دیگری ندارد انقد خوشحال شدم که نگو !!همش فکر میکردم یه شعبه دیگه دارن و به من نمیگن! طنز نوشته و جوکهای جدید خنده دار بابابزرگم سرماخورده بود فکر میکرد میخاد بمیره صدام زد بیا بشین کنارم کارت دارم...بعد یه چوب داد دست منمنم که میخواستم  ذکاوتم رو نشون بدم  قبل از حرف زدن پدربزرگم چوب رو شکوندمپدربز
بعد از جلسه و مختصر پذیرایی که کردن، تک به تک رفتیم دراتاق تقسیم... من نفر شیشم یا هفتم بودم که رفتم داخل... بعد از سلام و احوالپرسی های معمول، پروندم را بررسی کردن... با خودمم حرف زدند... معلوم بود که منو از بابام بهتر میشناسند... اصلا بذارین یه تیکه از گفتگومون را با سردار خ.خ نقل کنم:
 
سردار: ماشالله پرونده پر و پیمونی هم دارین... لبنان و سوریه و عراق و افغانستان و آلمان و عربستان و امارات و ... شمال و جنوب و شرق و غرب و... پرونده های خوبی هم داشتید
---------------------------------------------------------------------------------------- داستانک؛ قصاب و سگ باهوش 1. داستانک،داستان کوتاه جالب، داستان های کوتاه، …داستانک،داستان،داستان من و،داستانک های زیبا،داستان کوتاه،داستانک جالب،داستانک زیبا ...داستان،داستان عاشقانه،داستان آموزنده،داستان کوتاه … داستان کوتاه - سایت تفریحی و ... داستان عاشقانه,داستان کوتاه عاشقانه,داستان های کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه طنز,داستانک ... 2. حکایت، حکایات، حکایات جالب، حکایات آموز
باز یاد اون حرکت اون روزمون افتادم... خیلی خنده داره انصافا ????????????
ینی هرجوری فک میکنم، این چه کاری بود کردیم اخه ???? پدر و پسر با اون ماشین ضاااایع وایسادیم دید میزنیم ????????????????????
اخرشم دختره میاد میگه نه ???? عجب وضعی بشه اون موقع...
اقلا خوبه باعث شده تو یه تیم باشیم سه تایی منو مامانمو بابام ???? ینی احساس میکنم میشه نقشه ی براندازی یه کشورو کشید الان ???? والا...
نمیدونین که چقد الان دوس دارم یکم با سرعت فیلم بره جلوتر تو قسمتای جذاب تر ???? این جا
 
داستان آموزنده چال کردن انار در باغ اناروقتی بچه بودم، باغ انار بزرگی داشتیم.اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن.اون روز تعداد زیادی از كارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار، بعد از نهار بود كه به بچه ها تصمیم به بازی گرفتیم، من زیر یكی از این درختان قایم شده بودم كه دیدم یكی از كارگرای جوونتر، در حالی كه كیسه سنگینی پر از انار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی كه مطمئن شد كه كسی اونجا نیست، شروع به كندن چال
---------------------------------------------------------------------------------------- محصول مشترک رنو و نیسان به بازار می‌آید 1. خـــودروهــــای ســـنـــگـــیـــن و اتوبوس [آرشیو] - Page ...7/2/2013 · وای بچه ها امروز خدا عمر دوباره ای به بابام و هم سرویسش داده...به دلیل این که تاجیکستان و ...  آذربایجان بلاگ
 
قدیما اگه باباها از دسته بچه شون ناراحت میشدن
میگفتن کاری نکن از ارث محرومت کنم ها!!!!
دیشب با بابام دعوام شده
.
.
میگه کاری نکن که پسوورد اینترنت خونه رو عوض کنم!!!!!
سریعا خم شدم شصت پاشو ماچ کردم
 صحبته اینترنته میفهمی اینترنت
فان20|پست های فیسبوکی,اس ام اس,جوک,جک,جوک جدید,عاشقانه
دانلود تحقیق با موضوع داستان یوسف و زلیخا، در قالب word و در 70 صفحه، قابل ویرایش. توضیحات: داستان یوسف و زلیخا: قرآن داستان هایى را كه در آن ها رد پایى از مسائل عشقى و جنسى دیده مى شود، در نهایت متانت و در هاله اى از تقدس و اشارات تحقیق سرا
تو این فیلما چرا وقتی لباس میخرن زیاد شادی نمیکنن؟
والا دیروز من بعد دوسال یه زیر شلواری خریدم
بابام هر نیم ساعت یه بار نگام میکنه داد میزنه:
نون و پنیرو خارک
شلوار نوت مبارک
نون و پنیر و شلغم
شلوارتون تو حلقم
خانواده هم دست میزنن منم میرم وسط بندری میرقصمدختر دریاها...
داستان ک و نددادن به بابا یاهوگروپ - خبر ایرونی

iruni.ir/search/?q=داستان+ک+و+نددادن+به+بابا+یاهوگروپ



Translate this page
تبیان/ یه ملخ مرده نزدیک در حیاط روی زمین افتاده بود و مورچه ها دورش جمع شده بودن. مورچه ها داشتن سعی می کردن ملخ رو با خودشون ببرن. نی نی از عقب حیاط به ملخ نگاه می ...


داستان حال با ک ر بابا yahoo group - خبر ایرونی

iruni.ir/search/?q=داستان+حال+با+ک+ر+بابا+yahoo+group




Translate this page
تبیان/ یه ملخ مرده نزدیک در حیاط روی زمین افتاده بود و مورچه ها دورش جمع ش
دیشبم نشد بخوابم درست حسابی ???? حسابی گرفتاری درست شده هااا ????
تا چهار پنج صبح نشستیم تو اتاق تی وی، یا یکی از ورودیا... همون که رو هوا فهمیده بودم کیو میخواد... کلللللی حرف زدیم... مهم بود! لازم بود بهش بگم بعضی چیزارو... دوس نداشتم اشتباه کنه یا اذیت شه بعدا ???? ایشالا هم که به خوبی پیش میره... منم هرچقد بشه کمکش میکنم... پسر خیلی خوبیه، ولی خب... بی تجربه اس دیگه... نمیدونه چی کار باید بکنه... خیلی خوب شد که احساس راحتی میکنه حالا... ????
بابام امروز واسه ه
دوست عزیز سلام.به سایت ما خوش آمدیدمحقق گرامی،شما با جستجوی خرید فایل( پژوهش بررسی عناصر داستان) وارد این صفحه شده اید محصول دانلودی(خرید فایل( پژوهش بررسی عناصر داستان))شما را در رسیدن به اهدافتان یاری می رساند پژوهش بررسی عناصر داستان در 29 صفحه ورد قابل ویرایش تحقیق سرا
دانلود رمان اگر چه اجبار بود
دونسخه اندروید و پی دی اف
 
خلاصه رمان : همه چیز من شده بود یک بازی تلخ ،  بی فکر به نتیجه بدی که روی زندگی من و اون میذاره .. به تنها چیزی که فکر میکردم آبروی بابام بود .. بیخیال اون …نمیتونستم در مقابل نگاه های بی احساسش عکس العملی بجز سکوت داشته باشم .. حس میکردم شخصیت و غرورش زیر پاهام داره تیکه تیکه و خورد میشه ولی کاری از دست من بر نمیومد .. منم یه سر بازی بودم ..
دانلود رمان| رمان عاشقانه ایرانی
جوک های فوق العاده باحال و خنده دار خواندنیجکلامصب چقد هوا سرده !هوا داره اینجوری می کنه که ما دلمون بغل بخوادولی من که گول هوا رو نمیخورم به جاش ۲تا پتو می ندازم روم …اس ام اس خنده دار و جوک باحال••کاش فرستادن اس ام اس چندین مرحله داشت مثلا :۱- فرستادن ۲- میخوای بفرستی ؟ ۳- بفرستم ؟ ۴- دارم میفرستما !!! ۵- پشیمون نیستی ؟ ۶- بازم فکر کن ! ۷- بفرستم ؟ ۸- دیگه دارم میفرستما !!! ۹- فرستادم ! ۱۰- فرستاده شد !اگه این گزینه ها بود حداقل آدم اشتباه اس نم
داستان سکس بامحارم|+18

iranif.rozblog.com/post/320/m/login.php


۲۲ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - سکس با خواهرم تو حموم سلام من داود هستم و 18 سالمه یه خواهر هم دارم اونم 20 سالشه ما تو یه ... انجمن · انجمن‌های سکسی‌ · داستان‌های سکسی‌; سکس با محارم .


داستان سکسی محارم|+18 - ایرانی اف - رز بلاگ - متفاوت ترین ...

iranif.rozblog.com/post/318/داستان-سکسی-محارم18.html



۲۲ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - منوچهر هستم 18 سالمه-- تک فرزند خانواده--بابام مهندس شرکت نفت هستش کارش .... من توی هیچ داستانی فحش ندا
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید