کون خواهرم تو حموم

تاینی موویز


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

فرق حموم دختر پسرهادخترا بعد حمام....مامااااااان حوله ،،، سشوار،،، کرمدست ،،، مام،،،،،، کرم صورت ،،، لوسیون ،،، عطر ،،، لطفا!! اما پسرا....ننه شورتم کو ،،،،،،10 دقیقه بعد ،،، ننه شورتمو کجا گذاشتی،،، 30 دقیقه بعد ،،، نمیخواد همون قبلی رو بر عکس پوشیدم
روزی خواهرم پیش من آمد و گفت بیا باهم بازی کنیم من هم گفتم باشه وقتی بازی میکردیم دیدم یک ملخ روی درخت نشسته بود من اون ملخ را روی لباس خواهرم گذاشتم وقتی به او گفتم روی لباس تو ملخ است او ترسید ووقتی او داشت سری می دود افتاد توی جوب من هم خندیدم ووقتی می خواست حرف بزند ملخ روی بینی او نشست و ائ ترسیدخاطره
واسه داداشم داشتیم پرستار می گرفتیم
.
.
.
.
پرستاره اومد گفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
كهنه شم من باید عوض كنم؟
پــــــــــــ نــــــــــــــ پـــــــــــــــ
شما بشین چیپس و پفك بخورین بزنین جم لطیفه ببینین
من خودم می برمش حموم كهنه شم عوض می كنم خط پارسی
)مرطوب کننده ی قوی رو فراموش نکنید: این مهم ترین قسمت برطرف کردن خشکی پوسته. اگه این رو یادتون بره، بقیه ی زحماتتون هم از بین میره. هر بار که از حموم بیرون میاید، یا هر بار که تماسی با آب داشتید، از کرم مرطوب کننده استفاده کنید.
اگه پوستتون خشکه و اذیت
در خیابان چهره آرایش مکن  .......  از جوانان سلب آسایش مکن 
زلف خود از روسری بیرون مریز   .... در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد .. ..... طره گیسو مده در دست باد 
خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاشتر گویم عروسک نیستی 
خواهر من این لباس تنگ چیست......  پوشش چسبان رنگارنگ چیست 
           پوشش زهرا مگر اینگونه بود
خواهرم ای دختر ایران زمین ..... ..یک نظر عکس شهیدان را ببین 
شیعیان مدیون خون کیستند.... ..&nb
 
نام رمان: تاوان گناه خواهرم
نویسنده: pani
تعداد صفحات: 300
خلاصه رمان:
ویدا فرخ دانشجوی ۲۵ ساله ی پرستاریه و زندگی آرومی داره …. داره برای مرحله ی مهم زندگیش یعنی ازدواج آماده میشه که ناگهان با گناهی که خواهر دوقلوش دیبا مرتکب میشه زندگی آرومش به هم میریزه و ویدا مجبور میشه همه ی زندگیشو کنار بگذاره و تاوان گناه خواهرشو بده 
برای دانلود رمان به ادامه مطلب بروید...رمان | دانلود رمان ایرانی و خارجی
می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام،اون رفت منم رفتم.من هنوز هم خیلی یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و سلام من بهنامم .قیافم تقریبا خوشکله و هیچ مویی توبدنم ندارم . داستانی که میخاک بگم مال چند منم گفتم نه اون سری هم رفتیمو بعد زدیم بیرون شامم خوردیمو اون رفت خونه خودش من
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون با بالاترین کیفیت

Download New Music Mohsen Chavoshi – Del Khon
ترانه : حسین صفا , آهنگ : محسن چاوشی , تنظیم : شهاب اکبری
..:: ویژه اربعین ::..
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 
متن آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون :
وقتی که شب حکم شبیخون داد
صحرا پر از خون کبوتر شد
توی چشام دریای بارونو، توی گلوم بارون خنجر شد
از آب یاد مبهمی دارم، چون تشنه‌ام سیراب می‌میرم
از مردمِ بزدل دلم خونه، از کوفه‌ی د
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون با بالاترین کیفیت

Download New Music Mohsen Chavoshi – Del Khon
ترانه : حسین صفا , آهنگ : محسن چاوشی , تنظیم : شهاب اکبری
..:: ویژه اربعین ::..
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 
متن آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون :
وقتی که شب حکم شبیخون داد
صحرا پر از خون کبوتر شد
توی چشام دریای بارونو، توی گلوم بارون خنجر شد
از آب یاد مبهمی دارم، چون تشنه‌ام سیراب می‌میرم
از مردمِ بزدل دلم خونه، از کوفه‌ی د
ســوال:
باسلام ممنون من 4ماه پیش حدود148متراز1500مترزمین مسکونی خودمرابه خواهرم به صورت وکالتی داده ام وبین خواهرم شرط گذاشتم که هنگام تحویل هزینه تخریب سرویس بهداشتیم ویک باب انباری وتخریب دیوارم راکه درآن 148 مترقرارداردبدهدولی اکنون چون دروکاتتمون قید نشده ازاین کار امتناع می ورزد من چطورازمراجع قضاییی میتوانم خواستارحقم باشم ممنون می شوم بنده راراهنمایی کنید.
پاســـخ:
با سلام برای اثبات این موضوع چاره ای جز ارائه دلیل محکمه پسند
سلام شب بخیر 
دیروز وقتی از خواب بیدار شدم دست و صورتم رو شستم و صبحانه خوردم،اتاقم رو مرتب کردم و بعد زنگ خونمون رو زدن خواهرم رفت درو باز کرد و وقتی دیدم مادربزرگم به خونمون اومد تعجب کردم اخه شب گذشته حالش اصلا خوب نبود!!!
مادربزرگم ناهار خونه ما بود بعد از اینکه ناهار خوردیم برادرم برای امتحان به دانشگاه رفت یکم با مادربزرگم صحبت کردیم و فیلم نگاه کردیم و چای نوشیدیم بعد میوه اوردم و خوردیم حدود 3_4 ساعتی خونه ما بود اما چون سرش درد میکر
چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم زن صابخونه هی سرفه میکنه و نفسش بالا نمیاد

همش داد میزند "فاضلاب,فاضلاب,فاضلاب"


ما همه نگاهمون رفت سمت دستشویی و حموم گفتیم حتما فاضلابشون زده بالا، خواستیم دربریم که یهو دیدیم شوهرش براش آب ریخت گفت بخور عزیزم!




نگو طرف داشت شوهرشو که اسمش "فاضل" بود صدا میزد که براش آب بریزه????

بدبخت غذا تو گلوش گیر کرده بود!
????????????
فان20|پست های فیسبوکی,اس ام اس,جوک,جک,جوک جدید,عاشقا
به
گزارش شفاف «تابناک» مدعی شد: اوایل آبان‌ماه سال جاری، زن ۲۸
ساله‌ای به نام «م.ه» برای انجام وضع حمل طبیعی به زایشگاه بیمارستان امام
خمینی (ره) ساری مراجعه کرد و پس از چند ساعت، به رغم عمل موفقیت‌آمیز و در
آغوش گرفتن فرزند به دلیل خونریزی شدید داخلی خبر فوتش به اطلاع همراهان
رسید؛ رویدادی که بر اساس پرونده پزشکی بیمار و توضیحات پزشک معالجش باید
سهل‌انگاری و قصور تیم پزشکی را عامل اصلی آن دانست.
بر اساس آنچه
از سوی پزشک معالج این
زندگی در دنیای اجنه(پارت5)
 
این اخرین قسمت داستانمه
 
و زمانیه ک دیگه از کارام خسته شدم و میخام برگردم و اما مشکلاته آدم شدنم
 
تو این قسمت تقریبا 17سالم شده بود
ی شب مثه بقیه شبا نشستم و احظارمو انجام دادم،اما یکم فرق داشت
خسته بودم ،هیچکیو دورم نداشتم و از کنار هر کی رد میشدم میترسیدن 
میخاستم تمومش کنم،میدونستم ک یا میمیرم یا نجات پیدا میکنم
 
موقعی جنو احظار کردم ،بهش گفتم ک دیگه نمیخام از زندگیم برین بیرون ،،ن تنها تو هم
مث همیشه اعصابم خورد بود...وسط راه از ماشین پیاده شدم رفتم اسی سبزمو تو پارک کشیدم سرحال شدم...رفتم حموم ریشمو زدم واسه خودم آهنگ میخوندم.....
مادرم اومد خونه...یکم پشت در مسخره بازی درآوردم بخندونمش ولی این بار نخندید...چشماش قرمز و پر اشک بود...چی شده؟؟؟
با حرص همه رو برام تعریف کرد...قضیه فامیلیه...صداشونو رو مادرم بلند کردن...میفهمی یعنی چی؟؟؟
-حرف نزن بیا بغلم...فعلا بیا بغلم
تنها کاریه که میتونستم براش بکنم
کارای دیگه ایم هس ولی این ک.ون لعنتی
یه دختر با کلی آرزو
امروز یکم زودتر از روزهای دیگه از خواب بیدار شدم و یه چرخی تو اینستاگرام و تلگرام زدم بعدش رفتم حموم بعدش موهامو خشک کردم و ناهار خوردم.
حدود ساعت 4 بعدازظهر نشستم و ادامه رمان یک بعلاوه یک رو خوندم.
شخصیت اصلی رمان های جوجو مویز همیشه دغدغه فکری دارن و در تلاشن برای بهتر زندگی کردن!
رمان رو ساعت 18:48 تموم کردم و من خوشحالم!
خوشحالم چون بهم انگیزه ای برای بهتر زندگی کردن میده،بهم امید میده!روزمرگی های یک دانشجوی حقوق
سلام امیرحسین هستم
 از استان قزوین
ما توی یه خونه زندگی میکنیم که خیلییی خیلی وحشت ناکه
مخصوصا طبقه ی بالایی که یه پیرمرد و پیرزن زندگی میکردن که فوت شدن. 
داستان این طوریه که این پیرزن همیشه با یه نفر به اسم نامشخص صحبت میکرده که کسی نمیدیدتش و همه فک میکردن که دیوانست
یه بار بابام به پیرزنه میگه تو دیوانه ای و پیرزن میگه امشب خواهی فهمید
شب همون روز یه دفعه صدای هزاران گربه تو حیاط به طور وحشت ناکی بلند شد که وقتی رفتم دیدم حتی یه گر
سلام.
من ترانه هستم از کرج.
خانواده پدری من اعم از عمو ها و پدرم به خصوص مادربزرگم همیشه درگیر این مسائل بودند.
پدرم تعریف میکرد فقط زمانی که نوجوون بوده،یکیو تو خواب میدیده که بش میگفته نماز بخونه وگرنه تو بیداری میاد سراغش،و الانم هر وقت نماز نمیخونه شبا تو خواب فریادای فوق العاده وحشتناکی میکشه و بعد از بیداری میگه همون بود فقط!
و هیچوقت زیاد توضیح نمیده چون به گفته خودش میاد سراغش‌.
و حالا بگذریم.
من اعتقاد به نماز و این مسائل ندارم،
 
خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن 
خواهر من این لباس تنگ چیست
پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین
بر تو ای محبوبه خواهر آفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن
با هصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا
گاهگاهی شرمت آید از خدا 
*\\\\\\\\
یک روز یه مردی که خسته شده بود از کار زیاد.عصبی میشه و میگه خدایا چرا زنها بخوابن ، ما مثل خر کارکنیم ...!!????????بیا خوبی کن در حق ما و من بشم زن و زنم بشه مرد...! خلاصه میگذره و یه روز مرده از خواب بیدار میشه میبینه زن شده و زنشم مرد شده!!????????????????????قند تو دلش آب میشه و به زنه میگه: تو برو سرکار ،کارهای خونه بامن ...????????????????از اون به بعد مَرده بچه میبرده مدرسه، شبا تاصب بچه داری ونخوابی ، ظرف میشسته، غذا می پخته، لباس اتو میکرده، دستشویی و حموم رو می
 
خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن 
خواهر من این لباس تنگ چیست
پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین
بر تو ای محبوبه خواهر آفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن
با هصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا
گاهگاهی شرمت آید از خدا 
کلبه حجاب
 
خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن 
خواهر من این لباس تنگ چیست
پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین
بر تو ای محبوبه خواهر آفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن
با هصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا
گاهگاهی شرمت آید از خدا 
*\\\\\\\\
راس تو میرود بالای نیزه ها؛من ذار میزنم،در پای نیزه ها
آی اِی ستاره ی،دنبال دارِ من؛زخمی ترین سرِ نیزه سوار من
آی بی کفن چه با این پاره تن کنم؛با چادرم تو را باید کفن کنم
من میروم ولی،جانم کنار تو؛تا سالهای سال،شمع مزار تو
با گریه آمدم،اطراف قتله گاه؛گفتی که خواهرم،برگرد خیمه گاه
بعد از دقایقی،دیدم که پیکرت؛در خون فتاده و،بر نیزه ها سرت
آی بی کفن چه با این پاره تن کنم؛با چادرم تو را باید کفن کنم
من میروم ولی،جانم کنار تو؛تا سالهای سال،ش
مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)



دست بردار از سرش ، جانی ندارد مادرم
شرم کن از حال ما و گریه های خواهرم

دست بردار ای حرامی ، راه ما را باز کن
من که کودک نیستم ، من بچه شیر حیدرم

فکر کردی فاطمه تنها و بی کس مانده است؟
من خودم ، تنهای تنها مادرم را میبرم

شرم کن از شال مشکی پیمبر ، بی حیا...
بشکند دستت به حق حال و روز مضطرم

گوشواره روی خاک و چشم مادر تار تار
غرق خاک و خون شده از پای تا موی سرم

زیر لب با خود فقط میگویم و رد میشوم
اشعار زمزمه ی روضه ی امام حسن علیه السلام
 
 زمزمه ی روضه ی امام حسن علیه السلامواویلا،ای خواهرم زینب بیا،ببین شدم از درد و غم حاجترواپاره جگر شدم ز زهر اشقیا،بشنو ولی تو شرح ماتم مراقاتل من غمهای مادره،دلم مثه آلاله پرپرهخودم دیدم غمدیده مادرم،در بین دیوار و درهقلب ما بر درد و غم آغشته شد،یا فضّه خذینی محسن کشته شدواویلا،وای مادر وای مادرم...دانلود مداحی جدید 95,نوحه,دانلود مداحی ترکی
آمده بود مرخـــــصے.
داشتیم درباره ی منطقه حــرف مےزدیم.
لابه لای صحــــبت گفتم:
کاش مےشد من همـــراهت به جبهه بیایم !
گفــــت؛
“هیچ مےدانی ســــیاهے چادر تو از سرخے خـــــون من کوبنده تر است؟!”
همین ک حــجابت را رعایت کنے،
مبـــــارزه ات را انجام داده ای…
شهید محمدرضا نظافت
حجاب
    در اصل جواب منفی من به خاطر شما بود .چون حق شماس که یکی در حد خودتون رو انتخاب کنید... نمیدونم شاید ندونید.. پدر من یه قصابه دو تا خواهر و یه داداش و یه مادر شیطون دارم.. کلی شاد هستن و آرامششون رو توی شادی و سر و صدا پیدا میکنن . ولی من نه.. شای چون بزرگترم و زمان بیشتری تنهه بودم ولی مثل اونا نیستم.. واسه همین سخته واسم مخصوصا که اتاق خصوصی ای ندارم و منو دوتا خواهرم تو یه اتاقیم.. خیلی ها با خواهراشون تو یه اتاق هستن ولی من با فضا و روحیاتش
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
سلام روز زیبای شنبه بخیر!
امروز وقتی از خواب بیدار شدم صدای لودر می اومد بعد شنیدم خواهرم داره میگه اومدن فضای خالی آخره کوچمون رو تخریب میکنن و قراره تبدیل به فضای سبز بشه وقتی شنیدم یه جورایی خوشحال شدم،زیباست ادم وقتی از خونه بیرون میاد چشمش به گل و درخت وپرنده بیفته تا ماشین و هوای آلوده!
گفتم هوای آلوده!هوای تهران واقعا آلوده است برای همین من سعی میکنم زیاد بیرون نرم چون باعث میشه سردرد بگیرم!
باورتون نمیشه اگه بگم بعضی روزا هست که من
سلام
چرا فضای اینستا و شبکه های مجازی
اینطور شده واقعا!!؟ پر شد از بینی های عملی و لبهای پروتز و خصوصی ترین
عکسهای افراد ، بعضیا انگار با گالری گوشیشون اشتباه گرفتن این جاها رو..
مذهبی غیر مذهبی نداره ، طرف اول پیجش
خدا خدا کرده و پست های حسینی گذاشته بعد تو دایرکت دخترا با خواهرم خواهرم
خر خودشو میرونه! واقعا حال ادم بهم میخوره از این به نمایش گذاشتن های
اندام و چهره ها و صورتک های ارایش شده..
بابا چه خبره ؟ زیر پستارو ادم میخونه
حالش ب
دل خون دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی

Download New music By Mohsen Chavoshi Called Delkhoon

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام دل خون با کیفیت بالا





دانلود در ادامه مطلب





 


متن آهنگ محسن چاوشی دل خون


 


وقتی که شب حکم شبی خون داد


صحرا پر از خون کبوتر شد


توی چشام دریای بارونو توی گلوم بارون خنجر شد


از آب یاد مبهمی دارم ، چون تشنه ام سیراب میمیرم


از مردم بز دل دلم خونه ، از کوفه ی دلگیر دلگیرم

به نام خدای علی بن موسی الرضا 
به نام آفریدگار جهان 
سلام خواهرم امیدوارم حالت خوب باشد همانطور که وعده داده بودم برایت سورپرایز آماده کرده ام
سورپرایز از این جهت که هم پسوند وبلاگ متناسب با نام توست و هم قالب و زمینه وبلاگ مزین به نام حضرت امام رضا، امام رئوف ضامن آهو شده، هم خودت از دیار آن امام بزرگواری و هم از محبان و شیعیان آن عزیز هستی
در این شب از ماه پر برکت رمضان این هدیه را تقدیم خواهری میکنم که وجودش سراسر مهر و عشق و عاطفه اس
رکنا /
پدرم به همه چیز شک داشت به همین خاطر همیشه فکر می‌کرد مادرم به او خیانت می‌کند. بارها با این تصور، قصد جان او را کرده بود اما کاری از پیش نبرده بود. اما آن شب... وقتی مادرم را بعد از یک قهر طولانی به خانه آورد هیچ کس دور و برشان نبود و او توانست بدون هیچ مزاحمی نقشه شومش را عملی کند...
 
پسر جوان که لباس سیاه بر تن کرده بود و ظاهر پریشانی داشت آنقدر گریه کرده بود که چشمانش باز نمی‌شد. پدر 60 ساله‌اش به اتهام قتل در زندان بود و او که ح
دانلود رمان دستهایم حافظه دارند
دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان
نام رمان : دستهایم حافظه دارند
نویسنده : رهایش*
حجم کتاب : ۹٫۷
تعداد صفحات : ۹۳۵
خلاصه داستان :
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطره ی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کننده ی زندگیش پیدا می کنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم…. داستان ، د
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید